خرید بک لینک

غروب های جمعه ی من معصومانه ترین حس هایی هستند که دلسوزانه ثانیه هایم را نوازش میکنند

غروب های جمعه ی من با حسی مملو از پرواز به دلتنگی هایم بال می بخشند

آنقدر آنها را به پرواز وادار میکند تا برسند به دنج ترین جایی که من منتظرشان نشسته ام

کنارشان می نشینم

صورت سرخشان ، میزبان نسیم های خنکی است که با تمام وجود

برای رسیدن به خاطراتت میهمانشان شده

هر کدامشان آرام آرام با لبخندی گرم دلم میلرزانند

زمانیکه ناغافل دست در دست خاطراتمان روبرویم ظاهر میشوند

از چشم های تو حرف میزنند

از ساعت های گم شده ای که مرا تنها با تو میتوانستند پیدا کنند

دلتنگی های سبک بال من

عطر تو را به همراه دارند

دلتنگی های سبک بال من

گاهی گل هایی میشوند که بوی عشق فراموش شده میدهند

با مهربانی بی دریغانه ای غروب های جمعه ام را چراغانی میکنند.

دلتنگی های سبک بال من

قاصدک هایی هستند که بی هوا از کنارشان عبور میکنی و بی آنکه بدانی به آنها چشم میدوزی

من غروب های معصومانه ی دلنشین جمعه را مدیون

دلتنگی های سبک بالی هستم که مرا به تو میرسانند.

نفس نوشت : طفلکی دلتنگی های غروب جمعه ام :)

آهنگ نوشت : آخ که این آهنگ چقد خواستنیه برام ...

برچسب: نویسنده: هلیا فدایی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:42

صفحه بندی