بله طفلی !
همون اکثری که واقعا هم اکثر هستن به این دلیل سوژه ی طفلکی های من شدن که
سنشون اندازه ای که خودشون رو هم بزرگ کنه پیش نمیره
خیلی هارو دیدم که واقعا اندازه سنشون رشد نکردن و نمیکنن
منظورم یه مردونگی تموم عیار و خیلی خاص نیست
منظورم همین مرد بودنه !
میدونی چرا این قضیه برام طفلکی شده
چون اگه خانوما این مدلی باشن زیاد یه جایی برنمیخوره
ولی برای آقایون این جریان فرق داره
از یه طرف هم نظرم اینه که این بزرگ شدن از همون بچگی شکل میگیره
حتی برای خانوما هم همین طوره
تو بچگی کمتر بچگی کردن
صبور بودن و خواسته های نامعقول نداشتن
خواستن های با ملاحظه که اونم با تلاش خودش بدست میاره
تو یه سنی که هنوز وقتش نیست سنگ صبور مامان و بابا
حتی خواهر و برادرا بودن
زود قاتی دردسرای زندگی شدن
مهربون ترینای خانواده که همیشه همه بهشون اعتماد دارن و همیشه هم رنجش میدن
تنها بودن های دنباله دار از بچگی
اینا همش یه گوشه ای از اون چیزی هست که به نظرم
مارو تو بزرگسالیامون درگیر بزرگ شدن و فهمیم بودن واقعی میکنه
تو بچگی عین آدم بزرگا شدن هم خوبه هم بد
ولی من میگم هرچقدرم سخت باشه . ارزششو داره...
پ .ن : هنوزم اینجارو دوس دارم خودمم نمیدونم چرا با اینکه جز ( هم نفسان همیشگی :) ) مخاطبی نداره ، ولی دوس دارم بیام هرچند وقتی زندش کنم ...
اینجا خیلی خوبه ... خیلییییی :)
ته نوشت : یه جور یکنواختی بی مزه رو دارم تجربه میکنم ...
هیجانم آرزووووست ...
برچسب: پاتوق,
نویسنده: هلیا فدایی