

قلب من از حجم آفتاب نگاه تو تابیدن گرفته
نگاهی بسیار شبیه به من
نگاهی که سوسوی تلألوش دنیا را در چشم من
کلبه ی کوچکی ساخته
گرم ، سبز ، آرام و در عین حال پر هیاهو
قلب کوچک تو اما
از ناشناخته ترین ریتم نواخته شده دنیا
از قعر اقیانوسی پر از حقایق
مرا به ساحلی رسانده که هرچه
به طلوع ها و غروب هایش اضافه میشود
من مشتاق تر خیره می مانم
به ساده ترین صحن آرزوهایم . . .
برچسب:
نویسنده: هلیا فدایی